تبلیغات
خاطرات یك سرباز - خاطرات دیواری
 
خاطرات یك سرباز
سرباز یگان 532 مرکز آموزش 01 نزاجا
سه شنبه 29 دی 1388 :: نویسنده : علی

اگه علاقه مند به خاطرات و دست نوشته های دیواری باشید حتما در دوره خدمت رو در و دیوار، رو میز و صندلی ها، رو در دستشویی ها و خیلی جاهای دیگه نوشته های جالب و سرگرم كننده ای پیدا میكنید كه خوندنشون خالی از لطف نیست. اسم این نوشته ها رو گذاشتم خاطرات دیواری چون فكر كنم گاهی اوقات عمرشون از نوشته های توی دفتر خاطرات هم بیشتر باشه. البته اینم بگم كه اصلا كار خوبی نیست بچه های گل.


یه آسایشگاهی كنار آسایشگاه ما هست كه فعلا خالیه و سربازی توش نیست ولی اسلحه خونش پره و نیاز به نگهبان داره. دیشب كه من گروهبان نگهبان بودم و یكی از وظایفم این بود كه باید به نگهبانهامون مرتب سر میزدم كه خوابشون نبره یا ترك پست نكنن یه سر به نگهبان همین آسایشگاه خالی زدم. ظاهرا این چند ماه خالی موندنش فرصت مناسبی ایجاد كرده بوده واسه اونایی كه دستی در نوشتن دارن. همه دیوار راهرو پر نوشته بود. مشغول خوندن چند تاشون كه شدم به نظرم خیلی جالب اومد. جالب بود كه ببینم اونایی كه قبل از ما اینجا بودن یا كلا بقیه بچه ها چه جوری این مدت فكر میكردن. واسه همینم تصمیم گرفتم بعضی از این خاطرات دیواری رو هم براتون بدون كم و كاست اینجا بزارم. اصلا شاید صاحب این آثار هم ایجا پیدا بشن و بیشتر از تجربیاتشون استفاده كنیم. یكی كه با مداد كنار در دستشویی نوشته شده بود اینجوری بود.  

"30 روز گذشته ولی هنوز باورم نمیشه كه اومدم خدمت. هر موقع كه به لباسام نگاه میكنم خندم میگیره. از خنده گفتم جاتون خالی چقدر می خندیم. اگه می خوای روزای توی آموزشی زود بگذرن نباید سخت بگیری. بگو بخند شاد باش ولی بی جنبه بازی در نیار. موفق باشی- اعزامی 1/8/88"

این یكی هم كه هم نظره من بود:

 "هر كی میگه دوران آموزشی آسونه دروغه، هر كی هم میگه كه سخته باز هم دروغه. مونده به خودت كه چه جوری بخوای این دوران رو طی كنی. اما از نظر من فقط یه هفته اولش سخته" (كه البته نظر شخصیه من اینكه اولشم سخت نیست).

 اینم از قدر نشناسی خودش نوشته بود:

 "حالا قدر دانشگاه و فرشته هایی كه توش میومدن رو بدون بی عرضه"

اینم چند تا توصیه آبكی مثلا واسه ما نوشته بود:

" بچه ها امتحانات همه دروغن ولی آنهایی كه امریه خارج از ارتش دارن سعی كنن یك دور كتابها را بخوانند. به خدا امتحان خیلی آسونه نترسین (یا خیلی خونده بوده كه میگفته آسونه یا اصلا نخونده بوده كه فكر كنم احتمال دومیش بیشتر باشه). تیراندازی و نمره فرماندهی همش كشكه. تا می توانید به درمانگاه برید استراحت یگانی بگیرید و نهست كنید هیچ غلطی نمی كنند (اینكه غلطی بتونن بكنن به فرمانده گروهان بستگی داره چه جور آدمی باشه. اگه گیر نباشه (كه افسر گیر تو ارتش خیلی كمه) شاید توصیه های این دوستمون جواب بده اما در غیر اینصورت پیشنهاد میدم سعی كنید نه نهست (غیبت) كنید نه الكی نسخه استراحت واسه خودتون بپیچید. فرمانده ما كه به این دو چیز خیلی حساسه و حداقل كاری كه میتونه بكنه اینكه برات نگهبانی تنبیهی بذاره یا نذاره مرخصی بری). ولی سعی كنید نهست از 4 روز بیشتر نباشه. اگه دو هفته پشت سر هم نهست كنید به عنوان فراری شناخته میشید و دادگاهی داره و تجدید دوره هم میشید."

لابلای این همه خاطره و توصیه كه نوشته شده بود بعضی ها هم مثل اینكه سر پست نگهبانی هنوز لطافت عشق در سر داشتن:

" همچو غروب نزد غریبان دردمند     دل در حصار بی كسیم بارها شكست

  یك آشنا به زندگی من نبود و من      در حیرتم كه چگونه مرا آشنا شكست"

اینكی هم كه دیگه خیلی عاشقانه و جگر سوز بود :

"بسوزد كه سوزان جگرم    دوست دخترم مادر شد        من هنوز پسرم (سربازم)"

اینم یه توصیه آبكی دیگه:

" بچه ها تا میتونید خودتونو بزنید به شلی بگین آی پام آی زانوم آی كمرم. میگن اگه بیشتر از دو بار برید بهداری از نمره فرماندهیتون كم میكنیم. نمرات همش كشكه.هیچ كس تجدید دوره نمیشه مگر اینكه خلاف خیلی سنگینی انجام بده (موافقم چون به اندازه كافی هر سرباز برای ارتش هزینه سازه). نمره خوب تو پخش شما هم تاثیری نداره (چرا به نظر من اگه جای توپ بخوای بیفتی بهتره ریسك نكنی و نمره بالا بیاری) . تا میتونید خوش بگذرونید، هر چی سخت بگیرین بدتر می گذره. هر كی میگه سربازی بهترین دوران زندگیه گوه زیادی خورده (ببخشید دیگه من فقط كپی كردم). سخت نیست ولی الافیه. همیشه موفق باشید. "

اینم یك متر اونورتر فكر كنم جواب بالایی ها روداده بود:

" هممون سربازیم و هممون برای سربازی اومدیم. خودتون رو به موش مردگی نزنین، آی پام آی زانوم آی كونم ، آی فلان. مثل مرد باش و خدمت كن. دوستات پا بكوبن و تو هم گشاد بازی در بیاری اصلا خوب نیست. روز آخر هیشكی باهات نیست. در ضمن آقای زرنگ خان پیچوندن با گشاد بازی فرق داره. (این یكی خیلی لوطی بوده. یه ارتش از اینا داشته باشیم دیگه به شهاب3و ذوالفقار و اینجور چیزا نیازی نداریم)"

این یكی خیلی باحال بود ( قابل توجه خانومی از شمال غرب كه دوست پسر سرباز جنوب غربی داشته):

" دنیا با آدم خیلی بازی میكنه. فكرشو بكن من بچه جنوب غرب عاشق یه دختر (یه فرشته) شدم كه بچه شمال شرقه. بخدا راست میگم. میگم عاشق فكر نكن دوست دختر دوره دانشگاه رو میگم (!!!). جدی جدی گرفتارم. میگن دعای مظلوم رو خدا رد نمیكنه، از سرباز مظلوم تر من سراغ ندارم والا. مردی كن و هر موقع اینو خوندی برای رسیدن و خوشبختی ما دعا كن. (ماهم كه بخیل نبودیم همونجا واسش یه دعایی كردیم). منم مثل خودت سربازم. اعزامی 1/8/88 "

اینم مثل اینكه شعارهای آموزشیه:

" روز اول تا یك هفته: عذاب و شكنجه

  اولین مرخصی: فرار از زندان

  روزهای بعد میان دوره ( تعطیلات به اصطلاح میان ترم) : گذشت سریع زمان

  امتحانات یگانی: كشك

روزهای بعد از تلو ( یه اردوی سخت 3 روزه تو كوه و سرمای شدید كه اواخر دوره میشه): شمارش معكوس

تجدید دوره:.... ( دیگه اینو نمی تونم بنویسم. همون منظورش كشك بوده بنده خدا )

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 14 اردیبهشت 1397 12:41 ب.ظ
I've been surfing online more than three hours today,
yet I never found any interesting article like yours.
It's pretty worth enough for me. Personally, if all website owners and bloggers made good content as you did, the net will be
a lot more useful than ever before.
سه شنبه 28 شهریور 1396 05:05 ق.ظ
constantly i used to read smaller articles which also clear their motive, and that is
also happening with this post which I am reading here.
چهارشنبه 8 شهریور 1396 12:56 ب.ظ
Thanks for another informative blog. The place else may I get that kind of information written in such a perfect way?
I've a venture that I'm just now working on, and I have been at
the glance out for such information.
سه شنبه 7 شهریور 1396 03:12 ب.ظ
Thanks for finally writing about >خاطرات یك سرباز - خاطرات دیواری <Loved it!
پنجشنبه 26 مرداد 1396 08:36 ق.ظ
Hi there, I check your blog regularly. Your humoristic style is awesome,
keep it up!
دوشنبه 16 مرداد 1396 07:45 ق.ظ
Hey! This is my 1st comment here so I just wanted to give a quick shout out and tell you I genuinely enjoy reading through your articles.
Can you recommend any other blogs/websites/forums that deal with the same topics?
Thanks for your time!
یکشنبه 15 مرداد 1396 04:34 ب.ظ
I truly love your blog.. Very nice colors & theme. Did you build this
website yourself? Please reply back as I'm attempting to create my own personal
site and would like to learn where you got this from or exactly what the theme is
called. Many thanks!
شنبه 10 تیر 1396 11:03 ب.ظ
Thanks for finally talking about >خاطرات یك سرباز - خاطرات دیواری
<Liked it!
یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 11:20 ق.ظ
Why visitors still make use of to read news papers when in this technological globe the whole thing is existing on net?
سه شنبه 26 اردیبهشت 1396 04:30 ق.ظ
This is a topic that is close to my heart... Thank you!
Where are your contact details though?
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 12:06 ق.ظ
If some one needs expert view regarding blogging after
that i recommend him/her to visit this webpage, Keep up the good job.
شنبه 18 دی 1389 11:31 ب.ظ
سلام
۱/۱۲ /۸۹ اعزام به خدمتم حالم گرفتس نه از سختیش از ۲ سال تلف شدن عمرم .
یکشنبه 9 اسفند 1388 09:36 ب.ظ
یه شب پاس ۲ یا ۳ اسلحه خونه ۵۳۱ بودم, پاسبخش هم نیومده بود سر بزنه. یه شعری رو دیوار خوندم خیلی‌ مناسب حال اون موقع شب بود.
"نه دیداری، نه بیداری، نه دستی‌ از سر یاری، مدار بیهوده سر دارد چنین آشفته بازاری!"
جمعه 7 اسفند 1388 04:48 ب.ظ
سلام
انشاالله که حال همه ی بچه های 532 خوب باشه .به خدا دلم برای همه تنگ شده .
امیدوارم همیشه موفق باشید
علی to ham hamintor. koja oftadi mirshekari?
یکشنبه 4 بهمن 1388 10:36 ب.ظ
به نظر من علی جان شما این دفعه رو دیوار برای بقیه سربازها رو دیوار بنویس :
سربازها بدونید این مدت سربازی همتون پیر می‌شید زود خسته می‌شید باید 8 شب بخوابید بد اخلاق و كم حوصله ...عین پیرمردها حوصله بیرون رفتن دیگه ندارید خیلی هم مظلوم می‌شید و سر به سر گذاشتنتون كلی كیف می ده ( یادت باشه مطالب رو بدون سانسور بگذاریها ناشناس از آفریقا @2010)
علی اینم عین نظر شما بدون سانسور تا بقیه خودشون قضاوت كنند
یکشنبه 4 بهمن 1388 10:19 ب.ظ
سلام دوست عزیز
وبلاگ خوبی داری
از شما هم درخواست میکنم که به سایت ما بیایید و و لینک خود را در سایت ثبت کنید
و به ما بپیوندید
امیدواریم که با ثبت لینک شما موجب افزایش آمار شما شویم

www.link4box.com
جمعه 2 بهمن 1388 03:11 ب.ظ
timsar nemikhay begy che khatere'ee neveshty?
man ke too daneshgahe shoma fereshte nadidam az chy mikhay
benevisy
تفکر]
علی مگه ادامه متن رو نخوندی؟! كلیك كن رو ادامه متن
جمعه 2 بهمن 1388 03:00 ب.ظ
chi ghadr divarhaye padeganeton khoshgeleyadet bashe ghole bede man ro ham ba khodet ein dafe bebari ta aks begiram be farmandaton bego ein az oon fereshtehaye daneshgamoone
علی شما اگه فرشته باشی خودتو به در پادگان برسونی خودشون می برن همه جای پادگان رو بهت نشون میدن
جمعه 2 بهمن 1388 02:49 ب.ظ
kheili kheili aaaaly bud ali jan in ghesmat vaghean khoob neveshty rasty ye soal to ham khatere'ee neveshty ya na?
age male to ham asheghanast begu khejalat nakesh
علی من كه اینهمه اینجا دارم مینویسم دیگه بسه. حالا اون شب فرصت نشد بنویسم، ایشالا پست نگهبانی بعدی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :