تبلیغات
خاطرات یك سرباز - روز موعود 1- مرکز آموزش 01 نزاجا
 
خاطرات یك سرباز
سرباز یگان 532 مرکز آموزش 01 نزاجا
سه شنبه 1 دی 1388 :: نویسنده : علی

دو تا روز موعود دارم، یكیش امروز بود كه رفتیم نظام وظیفه كه ببینیم كی باید كجا بریم و یكیشم فرداست كه اولین روز آموزش قراره باشه.

تو برگه سفید نوشته بود ساعت 6 صبح سازمان نظام وظیفه میدان سپاه باشید. چند ماهه كه زودتر از 8 8.30 بیدار نشده بودم واسه همینم زورم میومد 5 بیدار شم. با محسن دوستم قرار گذاشتیم كه 5.45 اونجا باشیم. 10 دقیقه به 6 رسیدم اونجا، شلوغ بود و كلی جوون مشتاق به خدمت تو سرما وایساده بودن كه در باز شه، یكی ناراحت تو خودش بود، بعضا ها چند نفری حلقه زده بودن و می خندیدن. عده ای سخت مشغوله سیگار كشیدن و چند نفری هم دنبال سیگار میگشتن، انگار قرار بود این آخرین سیگار عمرشون باشه. بعضی ها هم انگار هنوز باورشون نشده بود كه بچشون بزرگ شده و داره میره سربازی واسه همینم یه چند نفری با خانواده اومده بودن.


هرچی اینور اونور نیگا كردم آشنایی ندیدم، داشت كم كم سردم میشد كه محسن رسید. در كه وا شد با در دست داشتن برگه سفید رفتیم تو حیاط. خیلی وقت بود به صف نشده بودیم. یاد دوران مدرسه افتادم. یه آقایی با چند تا درجه كه هنوز نمیدونم چه مقامی میشه بلند گو به دست گرفت و گفت: سربازای زیر دیپلم معمولا هر چی بهشون بگی همون بار اول یا نهایت دیگه با دو بار گفتن میگیرن اما شما ها تحصیلكرده اید و از این حرفا. فكر كردیم منظورش اینه كه به ما اصلا نیازی به گفتن نیست. بعد كه هر جمله رو 10 بار تكرار میكرد منظورشو فهمیدیم. آقا تو صف، آقا تو صف، ساكت، گوش كنید، شما ها تحصیلكرده اید..... D:

خلاصه اول صبحی ما رو مجبور كردن بشینیم رو زمین. بعد با اعلام كد ها بچه ها رو دسته بندی كردن، به هر دسته هم یه برگه دادن كه روش نوشته بود كی باید كجا باشن. نام مركز آموزش، آدرس و ساعت محل مراجعه. مثلا:

كد 75 وزارت دفاع، ساعت 9 صبح فردا ترمینال كه برن قزوین

كد 35 نیروی زمینی ارتش 01 تهران، فردا 2 عصر سه راه تختی بلوار هجرت

زیرشم نوشته بود كه این برگه و برگ سبز و برگ واكسیناسیون حتما همراهتون باشه.

بعدشم آزاد باش كه دیگه اومدیم خونه

 
 اینم نقشه مرکز آموزش 01 نزاجا یعنی همون پادگان که قراره بریم آموزشی- اتوبان افسریه، بلوار هجرت

http://wikimapia.org/#lat=35.6845465&lon=51.4994323&z=17&l=0&m=b


my pimped pic!" alt="" />





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 23 شهریور 1396 10:05 ب.ظ
These are in fact fantastic ideas in concerning blogging.
You have touched some good factors here. Any way keep up wrinting.
یکشنبه 15 مرداد 1396 12:41 ب.ظ
Hey! I just wanted to ask if you ever have any issues with hackers?

My last blog (wordpress) was hacked and I ended up losing
several weeks of hard work due to no back up. Do you
have any methods to stop hackers?
دوشنبه 5 تیر 1396 03:40 ب.ظ
چلیپا از خود نوشتن در حالی که
صدایی دلنشین در آیا واقعا نشستن درست با من پس
از برخی از زمان. جایی در سراسر پاراگراف شما قادر به من مؤمن اما تنها برای کوتاه در حالی که.
من هنوز کردم مشکل خود را با
جهش در منطق و یک خواهد را سادگی به کمک
پر همه کسانی شکاف. در این رویداد شما در واقع که می توانید انجام من را قطعا
بود در گم.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 12:35 ب.ظ
What's up, its fastidious paragraph about media print, we
all understand media is a impressive source of data.
شنبه 2 اردیبهشت 1396 05:26 ب.ظ
Excellent article. I am going through some of these issues as
well..
دوشنبه 30 خرداد 1390 03:37 ب.ظ
سلام دوست خوبم خیلی از خاطراتت لذت بردم راستی منم برج چهار اعزام دارم اونم صفر یک خاطراتت خیلی به من کمک کرد تا حال و هوای اونجا را درک کنم موفق باشی
چهارشنبه 2 دی 1388 12:49 ق.ظ
خیلی بامزه بود
کلی خندیدم
تصور چهره تو موقع شنیدن حرف زور واقعا خنده داره
امیدوارم اذیت نشی و روزهای خوبی که خواهی داشت جبران سختیها رو کنه.
در پناه حق
سه شنبه 1 دی 1388 08:36 ب.ظ
بابا داره حسودیم میشه همین اولین روز وبلاگ نویسی این همه بازدید کننده.....
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :